آه دل شکسته زمین گیرت میکند

خرید بک لینک

ای انسان، تا مطمئن نشدی، احساس نریز ....


سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند!
من را انتخاب کرد ...
دستی به تنهام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکمتر ...
به خود میبالیدم، دیگر نمیخواستم درخت باشم، آیندهی خوبی در انتظارم بود!
سوزش تبرهایش بیشتر میشد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد، او تنومندتر بود ...
مرا رها کرد با زخمهایم، او را برد ...

و من که نه دیگر درخت بودم، نه تختهسیاه مدرسهای، نه عصای پیر...مردی ...
خشک شدم ...

بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت میمونه ..
ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن!
ای انسان، تا مطمئن نشدی، احساس نریز .. زخمی میشود ... در آرزوی تختهسیاه شدن، خشک میشود!!!

اسمان ابری...

ما را در سایت اسمان ابری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 175 تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:47

صفحه بندی